قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4647

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال هفتصد و شصت و ششم از هجرت [ موافق سال هفتصد و پنجاه و ششم از رحلت خير البشر ] در اين سال شاه شجاع را كار در حصار به دشوار [ ى ] كشيد و مردم او فوج‌فوج جدا شده نزد شاه محمود مىرفتند . اين دغل دوستان كه مىبينى * مگسانند گرد شيرينى و روز به روز قوّت محمود مىافزود و از مقربان شاه شجاع جز معين الدين اصفهانشاه « 1 » و اختيار الدين شيخ حسن « 2 » و علاء الدين ايناق و پهلوان طالب ديگرى نماند . و جمعى از اكابر شيراز بيرون رفته سخن صلح در ميان آوردند . شاه محمود گفت كه « چون امراى بيگانه در ميان‌اند ، اختيار به دست من نيست . اگر آقام شاه شجاع به طرف ابرقو بيرون رود ، من اين جماعت را بازگردانم . بعد از آن هرچه مصلحت باشد به فعل آيد و مملكت به نوعى كه طرفين راضى شوند قسمت شود . » و التماس چند امر ديگر نمود . شاه شجاع [ به ] برادر نوشت : « اگرچه دل به كسى داده يار ماست هنوز * به جان او كه دلم بر سر وفاست هنوز آرى خداى مصلحت كار بنده به داند و شك نيست كه تأليف قلوب و ضماير از جاى ديگر است ، تا ارادت و وقت چگونه و كى باشد ، إن شاء اللّه تعالى چنان كنيد كه فردا در قلعهء قهندز ملاقات شود . ملتمسات آنچه موجود بود و صلاح كلى در ضمن باشد ، مضايقه نيست ، و السّلام »

--> ( 1 ) . م : معين الدين اصفهانى . ( 2 ) . مطلع السعدين : اختيار الدين حسن و شيخ وردى .